پاسخ به خانم قنبری
-
تاریخ: 1396/6/2 ساعت: 23:03
در جواب سرکار خانم سارا قنبری باید بگم درسته که یک بار بیشتر پاکده نیومدی و شاید روزی که پاکده رو دیدی اصلن از این روستا خوشت نیومده باشه. اما وقتی می گردی توی وب و یا هر جای دیگه تا در مورد گذشته ی خودت و پدرت بیشتر بدونی این یعنی اینکه برای شما و برای هر انسانی داشتن هویت و پیشینه تاریخی با ارزش و...
چشم
-
تاریخ: 1396/3/7 ساعت: 13:37
كسي اومد گله كرد كه چرا در مورد يه آقا نوشتيباشه چشم .. ديگه نمي نويسم اگه در مورد آقا نوشتن گناهه نوشتمو بر مي دارم تا هم شما يه نفس آروووم بكشي .. هم خودم
به خاك رفته ها
-
تاریخ: 1396/3/7 ساعت: 13:37
اولين و آخرين باري نيست كه دلم براي امامزاده طيب و طاهر تنگ مي شهبراي مقبره ي بي سر و صداش براي پارچه ي سبز روي قبرش براي زيارت خوندن در كنارش براي كسائي كه تا چشم شون به گنبد نقره ايش مي افته دست به سينه مي شن براي سلام دادن براي قبر سيد بزرگواري كه جلوي درب ورودي امامزاده روي قبرش هزار تا نخ رنگار
عيد 92 پاكده
-
تاریخ: 1396/3/7 ساعت: 13:37
چند روز ديگه تموم پاكدهي ها از دور و نزديك مي آن پاكدهروز اول عيد رسمه مي رن مسجد .. آخ چه حالي مي ده تموم دوستايي رو كه يكسال نديده بودي يكجا توي مسجد ببيني و همشونو ببوسي نوعيد گرفتن براي اون دسته از عزيزاني كه توي سال ۹۱ به آغوش خاك رفتن باعث مي شه تا تموم هم محلي ها دور هم جمع بشن خدا رحمت كنه ك
تشنه
-
تاریخ: 1396/3/7 ساعت: 13:37
امروز سرنوشت خيلي از چيزها مشخص مي شهشايد بگي مگه امروز دنيا به ته خطش رسيده ! نه ! نه ! امروز هيچي به ته خط نرسيده امروز پاكده داره شكوفه مي ده داره سر سبز مي شه داره رنگ و بوي سبزه مي گيره چند وقت پيش كه رفته بودم پاكده .. يعني عيد ۹۲ جنب و جوش زمين بيشتر از حس و حال مردم بود يه كمي زود اومده بود
اخلاق مردم پاكده
-
تاریخ: 1396/3/7 ساعت: 13:37
يه خواننده محترم كه نمي دونم از كجاست و كيه از اخلاق ما پاكدهي ها پرسيدهو حالا در جواب اين عزيز ..اگه بخواي حرفاي خوب بشنوي بايد از قديم شروع كنم اما اگه مي خواي اعصابت بريزه بهم از همين امروز و امروزي ها حرف مي زنم اگه با من هم عقيده باشي دوس دارم از قديم بگم در كل چون خودم آدم مثبت انديشم تا منفي
گپ و گفت پاکدهی
-
تاریخ: 1396/3/7 ساعت: 13:37
با عرض سلام خدمت تموم پاکدهی های عزیز خیلی وقته که توی این وبلاگ دست به قلم نشده بودم .. هر چی باشه گهگاهی نیازه که با کلام و ادبیات تاتی با شما حرف بزنم اگه کمی دیر می شه عذر می خوام آخرین روز شهریور رو داریم می گذرونیم حتمن انجیل و انگور پاکده رو تا این روزها مزه مزه کردین حتمن شروع
اول مهر سال 1365 روستای پاکده
-
تاریخ: 1396/3/7 ساعت: 13:37
اولین روز مهر هر کسی رو به یاد مدرسه رفتن دوران قبلش می ندازه من اول ابتدایی رو یادمه که یه معلم با ریش و موهای بور داشتم .. با یه پیراهن چهارخونه خردلی .. با لهجه شمالی موهای بور و اخلاق گرمش کاملن به یادم مونده دست های مهربونش صدای گرمش نگاه خندونش هر جا هست خدا حفظش کنه آخ چقد دلم
امامزاده طیب و طاهر
-
تاریخ: 1396/3/7 ساعت: 13:37
امامزاده طیب و طاهر قبلن وسط روستا بود .. با گنبد آجری که بر اثر زلزله خراب شد قابل توجه اینکه دیوارهای امامزاده خراب شده بود اما گنبد کاملن سالم بود نمای گنبد به رنگ آبی زیبایی خاصی داشت . معمار امامزاده هم مرحوم دادور بعد از ساخت مجدد امامزاده که آلان توی تصویر بالا می بینین به رحمت خدا
یک خاطره از میرزا کوچک خان
-
تاریخ: 1396/3/7 ساعت: 13:37
یک خاطره از میرزا کوچک خانمیرزا معتقد بود برف جنگل اونقد آو نداره که برف پاکده آو داره البته در خاطره ی خود اشاره نکرده بود کی و چطور آو برف پاکده رو اندازه گرفته و با برف رشت مقایسه کرده بود . ولی من خودم حدس می زنم حتما شبی در خواب برف پاکده رو دیده و به این نتیجه رسیده!
خرداد 96 روستای پاکده
-
تاریخ: 1396/3/7 ساعت: 13:37
یک روز مونده تا ماه رمضان 1396 دو روز پاکده بودم و صبح اول وقت با پدر عزیزم رفتیم علف های جیر رزان رو باهم ریسه کردیم هر چند کار طاقت فرسایی هست اما حالا که از لحظات سخت فاصله گرفتم می بینم خیلی هم سخت نیست. خیلی از مردم پاکده این روزها باغ ها و مزارع شون رو رها کردن دلم واقعا به درد اومد ا